تبليغاتX
بند209 - من یک برده قرن بیست و یکمی هستم (I am a twenty-first century bondman)

   روزگاری نه چندان دور و نه چندان نزدیک٬ فردی به نام رضاخان زمام امور این مملکت را به چنگ آورد. رضاخانی که امروزه شخصی قداره بند و بی فرهنگ نامیده می شود و هر چه کرد خواه راه انداری راه آهن و یا کشف حجاب٬خیانت به دین٬ مملکت٬ آزادی و انسانیت نامیده شد. اما در این بین یک بدعت رضاخانی عملی مقدس و الهی نام گرفت. کارخانه تکفیر و تقدیس جمهوری اسلامی این بدعت را با بسته بندی اسلامی و مارک حلال عرضه نمود. بله٬ خدمت مقدس سربازی را میگویم. خدمتی که چندی است چنان در منجلاب تقدسش فرو رفته ام که راه گریزی از این شراب مقدس نمی یابم.

اکنون من یک قدیسم!

قدیسی که پس از سالها تحصیل در یکی از بهترین دانشگاههای کشور و کار همراه با تحصیل میبایست ۲ سال از بهترین سالهای جوانی خود را با صدقه ای ماهانه معادل ۳۰ هزار تومن سپری کند (احمدی نژاد بشارت ۵/۱ برابر شدن این صدقه را داده است)

من یک قدیسم!

نمیدانم چطور و با چه برداشتی از دین میتوان به بیگاری و بردگی دادن تقدس بخشید.

اما من یک قدیسم!

نمیدانم چه شد که رضاخانی که خائنش مینامند با الهام از دنیای کفر یک بدعت آسمانی و الهی را برای ما به ارمغان اورد.

اما من یک قدیسم!

نمیدانم چرا اگر عمل مقدسی را انجام میدهم و با وجود اینکه در کشوری ثروتمند زندگی میکنم نباید حقوق کافی بگیرم و نمیدانم چرا نباید در زمان صلح سرباز به جای اجبار٬ استخدام شود.

اما من یک قدیسم!

نمیدانم چرا فرزندان حاکمان یا این دوره مقدس را به بهانه ای طی نمیکنند و یا آن را با کمترین دردسر و در بهترین شرایط میگذرانند.

اما من یک قدیسم!

نمیدانم شاید فرعون که خود را خدا مینامید نیز در زمان ساخت اهرام این عمل را برای بردگان عملی مقدس مینامید.

نمیدانم٬ اما من یک قدیسم!

نمیدانم چرا در کشورم اسما مقدس اهداف متضاد را توجیه میکنند.

نکند قدیس نباشم!

نمیدانم چرا در این خدمت مقدس سربازی شخصیتم را لگد مال میکنند.

من قدیس نیستم٬ من گنه کارم!

گناهی نابخشودنی مرتکب شده ام که همانا به بردگی رفتن است.

من شرمنده ام!

شرمنده پدر و مادر نازنینی هستم که در طول این ۲ سال دست نیاز به سویشان دراز کرده ام و خواهم کرد و شرمنده زیباترین دختر کهکشان راه شیری هستم.

من یک برده قرن بیست و یکمی هستم!

شاید ۵۰ سال پس از این اگر عمری باقی باشد فرزندان فرزندانم به من بگویند : "چرا در مملکتی ماندی که تو را به بردگی بردند" و تمسخرم کنند. در آن روز من چه جوابی میدهم؟ در آن ایام این کرده من مایه نشاط و خنده آنها میشود و مرا اسوه حماقت خواهند دانست. کسی که با پای خود به بردگی ۲ ساله ای رفت.

آری من برده ای به سبک نوینم...

I am a twenty-first century bondman

Compulsory military service has been obliged in Iran, for men only, since 90 years ago. Military service in Iran is changed during these years. Now, all the Iranian men have to pass military service for 2 years. If they don't pass these 2 years, government won't let them to sell or buy anything officially or get passport to leave Iran (and several other restrictions). Iranian governments say that obligatory military service is holy.

Now, I am a sacred! Because of I am a soldier.

 

 I am a sacred, who graduated from a famous university in ms level, but now, my wage for the work done is 35 dollars per month and I don't have to protest to this low salary. 

 

I am a sacred!

 

I don’t understand that the relationship between bondage, forced labor and holiness is what.

 

However, I am a sacred!

 

Sons of Iranian governments are using as an excuse to don’t pass this service or they pass this service in the best condition.

 

I am not a sacred, I am a shamed man!

 

I am ashamed of my dear parents who are supporting me in financial during these 2 years. I am ashamed of the most beautiful of the milky way galaxy...

 

I am a twenty-first century bondman…

 لینک مطلب در بالاترین https://balatarin.com/permlink/2007/11/30/1183210 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:52 توسط سهیل سروش نیا |