تبليغاتX
بند209 (SECTION 209) - با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟

فرزندم!

 تو پس از دوم خرداد، در فصل اصلاحات به دنیا آمدی و بعد از سوم تیر ، در فصل عدالت به مدرسه میروی و من امشب در تنهایی و برای تو که معنی فصل ها را در سیاست نمیدانی و نمیتوانی بخوانی، مینویسم. مینویسم  تا فردا که دانستی و توانستی  مرا لعنت و بازخواست نکنی. مینویسم تا راهی را برای تو نشان دهم که به صحت آن مطمئن بوده و به درستی آن اعتقاد دارم، راهی که قدم ننهادن در آن، شروع سقوط اندیشه من است و نهایت نپیمودن مسیرآن، سقوط تو.

فرزندم!

 وقتی معلمی که خود در زیر خط فقر روزگار میگذراند میگوید بنویس : بابا نان داد! تو اگر بفهمی و نخواهی دروغ بنویسی باید بنویسی : بابا جان به جای نان داد!

حرف امشب من به تو کودک بیگناه همین است. به آنچه که آموزش می دهند مطمئن نباش! به آنچه که میبینی و میشنوی اعتماد نکن! بی چراغ وارد هیچ راهی نشو! بگرد و چراغی پیدا کن!

فرزندم!

 عدالت، دین، آزادی، رستگاری ، برابری و قانون کلمات مقدسی هستند که به گونه های مختلف گفته میشوند، اما تو کدام معنی را یاد خواهی گرفت و کدام معنی را باور خواهی کرد؟ نامهای مقدس برای اهداف نامقدس و کسب سود انتخاب شده اند. پشت هر نام ، مقاصد و اهداف نامشخص بسیاری پنهان است. پس بپرس که چرا و خواسته باش که بفهمی چرا نامهای مقدس اهداف متضاد را توجیه میکنند؟

فرزندم!

 تو در آینده ای نزدیک به خدا، عشق، محبت، انسانیت، وجدان و ... آن گونه که از تو میخواهند و توقع دارند فکر نخواهی کرد. میدانم که چنین است و میخواهم که چنین باشد

 

    در این نیمه شب بیمهتاب چه بنویسم؟

                    گریه کن قلم! بشکن ، بسوز و بخواب

فرزند انقلاب در حال پرسه زدن در بین زباله ها 

 

عکسها رو خودم گرفتم. موقع گرفتن این عکسها احساس میکردم قلبم داره پرس میشه. بچه ای که آیندشو داخل زباله ها جستجو میکنه 

 

دوستان متاسفانه در یک اقدام تروریستی تعداد متنابهی کامنت مورد سرقت قرار گرفت و من نتونستم کامنتهای قشنگتون رو بخونم.  خیلی زور داره تو این شرایط سخت وبلاگ رو آپ بکنم بعد کامنتا بپره.البته فدا سرتون خدا خودش کامنت رسونه

+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت4:26 توسط سهیل سروش نیا |

 
Just Persian (LinkBox Service!)