"بعد از یکی از عملیاتهایی که عراقیها پیروز شدند نیروهای عراقی به زنهای منطقه اشغال شده تجاوز کردند. وقتی نیروهای ایرانی در عملیات بعدی به پیروزی رسیدند ایرانیها افراد محل فتح شده اعم از زن٬ مرد ٬ پیر و جوان را قصاص کردند"
فارغ از این مسئله که این خاطره تا چه حد واقعیت داشته باشد این که چنین شخصی بدون شرم آن چنان خاطره ای را در جمع ۵۰۰ نفری تعریف میکند عجیب بوده و میتوان شک کرد که کسی که حیا در گفتار ندارد٬ چه بسا که حیا در کردار هم نداشته و این خاطره واقعیت داشته باشد."...
یک بار که ما سربازهای فلک زده رو به خط کرده بودن تا براشون نطق های صد من یه غاز ارائه کنن٬ یکی از افسران کادر که درجه سروانی داشت شروع به صحبت کرد. قسمتهایی از صحبتهاش رو براتون مینویسم :
"بعد از یکی از عملیاتهایی که عراقیها پیروز شدند (راستی مگه عراقیها هم تو عملیاتی پیروز می شدن؟٬ بگذریم) نیروهای عراقی به تمامی زنهای منطقه اشغال شده تجاوز کردند. در نتیجه و با توجه به امر قصاص٬ وقتی نیروهای ایرانی در عملیات بعدی به پیروزی رسیدند ایرانیها ترتیب تمامی افراد محل فتح شده اعم از زن٬ مرد ٬ پیر و جوان را دادند"....
روزگاری نه چندان دور و نه چندان نزدیک٬ فردی به نام رضاخان زمام امور این مملکت را به چنگ آورد. رضاخانی که امروزه شخصی قداره بند و بی فرهنگ نامیده می شود و هر چه کرد خواه راه انداری راه آهن و یا کشف حجاب٬خیانت به دین٬ مملکت٬ آزادی و انسانیت نامیده شد. اما در این بین یک بدعت رضاخانی عملی مقدس و الهی نام گرفت. کارخانه تکفیر و تقدیس جمهوری اسلامی این بدعت را با بسته بندی اسلامی و مارک حلال عرضه نمود. بله٬ خدمت مقدس سربازی را میگویم. خدمتی که چندی است چنان در منجلاب تقدسش فرو رفته ام که راه گریزی از این شراب مقدس نمی یابم.
اکنون من یک قدیسم!....
Compulsory military service has been obliged in
Now, I am a sacred! Because of I am a soldier....