۱) خانواده شاهد وایثارگر ۲) خانواده تحت پوشش کمیته امداد
۳) معاف از رزم ۴) متاهل بودن فرد
.........
"اصلاح طلبها همه هستند اما نمی آیند"
در زیر این تیتر عکس محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی به چشم می خورد.
در حال دور شدن از دکه روزنامه فروشی بودم، به این فکر افتادم که مدت مسئولیت هر کدام از این سه نفر را تنها در پست نفر اول هیئت دولت حساب کنم.
میرحسین موسوی خامنه ای از سال ۶۰ تا ۶۸ به مدت ۸ سال
علی اکبرهاشمی رفسنجانی بهرمانی از سال ۶۸ تا ۷۶ به مدت ۸ سال
سید محمد خاتمی از سال ۷۶ تا ۸۴ به مدت ۸ سال
مجموع : ۲۴ سال
با توجه به این مسئله متوجه می شویم که تنها ۴ سال از دوران پس از انقلاب بدون حضور این ۳ نفر در راس هیئت دولت سپری شده و ۲ سال از این ۴ سال هم به دولتهای بازرگان و بنی صدر اختصاص داشته است.
حال این سوال مطرح می شود:
با توجه به معنای واژه اصلاح طلب، اگر این ۳ نفر اصلاح طلب باشند در پی اصلاح چه چیزی هستند؟........
به امید آزادی سایر دانشجویان
"امیر یعقوبعلی، عضو کمپین یکی میلیون امضا که 20 تیرماه هنگام جمع آوری امضاء در پارک اندیشه بازداشت شده بود به همراه بهاره هدایت و 5 نفر دیگر از اعضای تحکیم وحدت که 18 تیر ماه هنگام تحصن در برابر دانشگاه امیر کبیر بازداشت شده بودند، چهارشنبه شب از زندان اوین آزاد شدند.
عبداله مومني،محمد هاشمی،بهرام فياضي،علي نيكو نسبتي،مجتبي بيات،علي وفقي،مسعود حبيبي و مرتضي اصلاح چي از دیگر آزاد شدگان بودند .حنیف یزدانی و مهدی عربشاهی نیز که هنوز موفق به تامین قرار وثیقه نشده اند طی روزهای آینده با سپردن وثیقه آزاد خواهند شد."
سهیل آصفی وبلاگ نویس و روزنامه نگار رو هم فراموش نکنین
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
به این فکر افتادم که برای بیان بهتر منظورم از بزرگان شعر و ادب کمک بگیرم. در حالی که به سمت کتابخانه شخصی در حرکت بودم به یاد شعر فوق افتادم. به این نتیجه رسیدم که بیهوده وقتم رو تلف نکنم چون اگر این شعر که دنیا رو تحت تاثیر خودش قرار داده نتونه هموطن منو از خواب بیدار کنه هیچ شعر دیگری را توان چنین کاری نیست.
وبلاگ نویس غیر سیاسی عزیز جمعی از دانشجویان نخبه این مرز و بوم در بندند.
بیایید با هم یک اعتراض مدنی و آرام بکنیم و عنوان وبلاگمان را فقط در روز ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ به این عنوان تغییر بدهیم:...
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد...