تبليغاتX
بند209 (SECTION 209)

بسیاری از دوستان بعد از مشاهده اعترافات هاله اسفندیاری ، یحیی کیان تاجبخش و جهانبگلو   ،  پخش شده از تلویزیون در برنامه " به نام دموکراسی " این برنامه را بی ارزش ، مخرب وجهه جمهوری اسلامی و بی آبرو کننده صدا و سیما مورد ارزیابی قرار دادند و عکس العمل مردم به این برنامه را در جهت خلاف خواسته های جمهوری اسلامی قلمداد کردند.

 

اما به راستی چنین است؟

  

کسانی که برنامه "به اسم دموکراسی" را مخرب وجهه جمهوری اسلامی میدانند به این نکته توجه داسته باشند که جمهورری اسلامی در سطح جهانی به طور کل وجهه ای ندارد که با این برنامه تخریب شود. پس گروه هدف این برنامه مخاطبان کم اطلاع و عوام داخل کشور هستند.

 

گواهی بر این ادعا:....


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت16:34 توسط سهیل سروش نیا |

با توجه به اینکه  تلويزيون ايران اعلام کرد روز چهارشنبه، ۲۷ تيرماه ، در برنامه ويژه ای، «اعترافات» هاله اسفندياری و کيان تاجبخش را پخش خواهد کرد. مروری بر اعترافات تلویزیونی در این سالیان را مفید دیدم. این متن با استفاده از ۱۹ منبع اینترنتی نوشته شده  و به موارد زیادی از اعترافات تلویزیونی در این سالها اشاره شده است.

  • مشخصات عمومی اعترافات تلویزیونی :......(در ادامه مطلب)

 

  • مروری بر اعترافات تلویزیونی در این ۲۷ سال (تنها به آوردن گوشه ای از هر کدام ازمطالب اکتفا شده است و کل جریان را میتوانید در سایت مربوطه مطالعه کنید) :......(در ادامه مطلب)

 


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت15:11 توسط سهیل سروش نیا |

ارتباط گدای سامرای  تحقیر شده و سهمیه بندی بنزین (benzin)
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت11:38 توسط سهیل سروش نیا |

((شخصی به اسم پژمان ۵ ماه پس از نگارش این مطلب کامنت گذاشته که نوشته های این مطلب درست نبوده و مطابق با حقیقت نیستند. این آقا خودش رو خبرنگار معرفی کرده. به این جهت که بازدید این صفحه از طریق موتورهای جستجو بسیار زیاد بوده و به دلیل توصیه این اقای خبرنگار تصمیم گرفتم از این به بعد کامنت کسانی که در اون واقعه حضور داشتند و یا اطلاعاتی در موردش داشتند رو به پایین همین پست اضافه کنم. منتظر کامنتهای تکمیلی شما عزیزان هستم)) 

 

دو روز از 18 تیر گذشته بود . اون روز قرار یک تجمع اعتراضی در جلوی دانشگاه تبریز گذاشته شده بود. بعد از ساعتی که به سر دادن شعارهایی نظیر "خاتمی خاتمی حمایتت میکنیم" و "وای اگر خاتمی حکم جهادم دهد" "نیروی انتظامی ننگت باد" و ... گذشت. سرو کله لباس شخصی ها و گارد ویژه و مامورای نیروی انتظامی پیدا شد .

 

بعد از اومدن انصار زمینه درگیری فراهم شد اونها با میلهای آهنی که به یک طرفش شلنگ آب بسته بودن تا خوشدست تر بشه و چماقهایی هم اندازه که نشان از آمادگی قبلیشون میداد سر رسیدن. یادم میاد این اتفاق همراه با زمان نماز ظهر بود و صف نماز بچه ها رو به هم زدن. صحنه جنگ از این به بعد آغاز شد باران سنگ بود که از هر دو طرف باریدن میگرفت. و همینطور به تعداد دانشجوهای ضرب خورده اضافه میشد. جمعیت دانشجوها چیزی در حدود 5 تا 10 هزار نفر بود. و انصار هم از حمایت پلیس بی بهره نبودن هر زمان که بچه ها در حال پیش روی بودن پلیس بین انصار و ما فاصله مینداخت و همین مسئله باعث میشد در هر سری که بچه ها به تحریک انصار جواب میدادن و به سمت اونها میرفتن چند تا از دانشجوها به دام پلیس و انصار بیافتن. بعد از چند ساعت دانشگاه پر شده بود از زخمی هایی که بر اثر اصابت سنگ، چماق و میله آهنی مجروح شده بودن و خیلی از اونها سر تا پا به رنگ قرمز در اومده بودن. دیگه شعارها عوض شده بود و از سمت خاتمی برگشته بود و مستقیما برعلیه رژیم و خامنه ای شعار میدادن.

 

کم کم انصار وارد خونه های اطراف دانشگاه شدن و از بالای خونه های مجاور بچه ها رو زیر بارون سنگ گرفته بودن. آمار زخمی ها به شدت بالا رفته بود . صدای فریاد و ناله دخترها و پسرهای دانشجو از هر سو شنیده میشد. و صدای تیر هوایی که برای ترسوندن بچه ها هر از گاهی شلیک میکردن.

 

حدودا ساعت 6 عصر بود که منم تو این گیرو دار زخمی شدم و یه مقدار عقب اومده بودم .که یهواوضاع عوض شد یه لحظه نفهمیدم چی شد و دیدم همه در حال فرار کردن به سمت انتهای دانشگاه هستن . متوجه نشدم قضیه چیه. و منم شروع کردم به فرار به همراه جمعیت . صدای شلیک های هوایی بیشتر از قبل به  گوش میرسید. در حال فرار بودم که شخصی که کنار من در حال دویدن بود به زمین افتاد خم شدم تا دستش رو بگیرم و از جا بلندش کنم. وای خدای من چه میدیدم ؟ گلوله خورده بود! پاشو گرفته بود و از پاش داشت خون خارج میشد. نه! یعنی دارن تیر مستقیم شلیک میکنن؟...


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت20:44 توسط سهیل سروش نیا |

روزی را به خاطر میاورم که کنار دکه روزنامه فروشی با دو دست بر سرم کوبیدم. جامعه توقیف شد. چطور امکان دارد؟ مگر میشود بعد از تنها 49 شماره اولین روزنامه جامعه مدنی را به تعطیلی کشاند؟

 

و این آغازی بود بر روندی که پایان یافتنش آرزوی نسل من شد .

 

و امروز هم میهن...

 

آقای مرتضوی بعید میدانم حساب حکمهایی که در زمینه خاموش کردن چراغ تنها رسانه غیر دولتی صادر نموده اید را به خاطر داشته باشید

 

آقای مرتضوی تاریخی هم هست . کتاب تاریخی را میبینم که در آن نام شما  در کنار نام پزشک احمدی ها آورده شده است. در آن روز جوانان سرزمین من از آزاد اندیشی نمیهراسند....


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت21:1 توسط سهیل سروش نیا |

در این چند روز پس از سهمیه بندی بنزین به کرات از سوی مسئولین شنیدیم که تراکم ترافیک و آلودگی هوا کاهش یافته است . به عبارتی میتوان گفت :"از کرامات شیخ ما چه عجب پنجه را باز کرد گفت یه وجب" خوب این کاملا بدیهی است که با کاهش بنزین عبور مرور هم کم میشود . این مسئله فشاری است که از سوی دولت به ملت وارد شده، حال چرا افتخارش نسیب دولت شده به قول خودشان "ا...اعلم" . آقایان دولتیها شما اگر میتوانید به راه اندازیه واحدهای سی ان جی ُ افزایش فضای سبز و کاهش قیمت خودرو و... افتخار کنید و بگذارید لااقل افتخار زجری که میکشیم به خودمان اختصاص داشته باشد. با توجه به استدلالی که میگوید "بیشترین استفاده را از یارانه ها اقشار پر درامد میبرندو بنابراین باید یارانه بنزین را برداشت". میتوان استدلال کرد که با بر داشتن یارانه نان هم بسیاری از مشکلات قشر کم درامد قابل رفع است.

 مشکلاتی از قبیل تراکم جمعیت و اشتغال ....

 


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت12:40 توسط سهیل سروش نیا |

حدودا 3  ساعت پيش (ساعت 2 بعد از ظهر) پمپ بنزين امير آباد بودم . دوربين صدا و سيما اونجا بود و مشغول تهيه يك مصاحبه در رابطه با سهميه بندي بنزين بودن. طرف مصاحبه شونده مردي بود حدودا 50 ساله با ظاهري آراسته و صورت اصلاح شده.

 

در كمال تعجب  من و ساير كساني كه اونجا حضور داشتن بعد از تموم شدن مصاحبه مرد مصاحبه شونده و خبرنگار صدا و سيما به اتفاق هم سوار خودرو صدا و سيما شدن!!! هر چقدر ماشين صدا و سيما دورتر ميشد دهان مردمي هم كه اونجا بودن باز تر ميشد.

 

وقاحت تا چه حد؟ واقعا ما رو گوسفند فرض كردن؟....

 

 

 

 

 


(Continue of Text)ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت17:42 توسط سهیل سروش نیا |

 ديشب در برنامه گفتگوي ويژه خبري از زبان وزير نفت شنيدم كه سيستم كارت هوشمند سوخت بزرگترين سيستم IT در جهان است . با توجه به رتبه ايران در بين كشورهاي جهان در زمينه دولت الكترونيك  كه تا سال پيش 107 بوده است به راحتي مي توان از شكست قريب الوقوع اين سيستم خبر داد . نمونه اي براي اين ادعا سيستم هاي عابر بانك هستند كه بعد از گذشت سالها از شروع به كار هنوز شاهد اين وضع اسفبار هستيم. به بيان ديگر به كار گرفتن كارت هوشمند سوخت و سهميه بندي بنزين با در نظر گرفتن رويه پيش رو مرده به دنيا آمده است.

مسلما این مسئله از نظر اقتصادی آنقدر فاکتورهای متنوع و پیچیده ای را در بر دارد که نه تنها ذهن ناچیز من بلکه ذهن بزرگترین اقتصاددانان دنیا نیز قادر به جمع کردن این همه پارامتر مختلف و نتیجه گیری  نهایی نمیباشد و تنها میتوان منتظر گذر زمان ماند و نتایج را مشاهده کرد.

در طول ۲ سال گذشته تصمیمات خلق الساعه ای از سوی دولت نهم دیده شد ، از جمله این تصمیمات میتوان به تغییر ندادن ساعت رسمی کشور، تغییر ساعت بانکها، افزایش حقوق کارگران، تعطیلی ۴ روزه به مناسبت عید فطر و ... اشاره کرد که هر کدام از این موارد به دلیل نداشتن پشتوانه کارشناسی با شکست مواجه شدند.

و این بار سهمیه بندی بنزین ...

 بعد از گذشت حدودا 1 ماه بالاخره كم آوردم و باز هم وارد وبلاگ نويسي در فضاي مجازي شدم

دوباره سلام 

 پینوشت (۱) لینک این مطلب در بالاترین : https://balatarin.com/permlink/2007/6/27/1080553

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت15:2 توسط سهیل سروش نیا |

 
Just Persian (LinkBox Service!)